تبليغاتX
وبلاگ تحليلي خبری دانشجويان پلي تکنيک

خبرنامه دانشجويان ايران: از ساعاتي پيش عده اي در دانشكده فني تهران مركز دانشگاه آزاد به بهانه تولد محمد خاتمي در صحن دانشكده جمع شده بودند.

خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» گزارش داد: اين تجمع كه با شعارهايي عليه برخي افراد همراه بود به محل تجمع افرادي قابل توجه از بيرن دانشگاه تبديل شد.

بر اين اساس اين افراد بعد از ساعتي تجمع با همكاري صميمانه مسئولين دانشگاه آزاد به بيرون دانشگاه انتقال يافت.

حراست دانشكده كه در صبح امروز كنترل ورود و خروج افراد را به دانشكده كنترل نمي كرد جلوي دانشجوياني كه شعارهايي بر ضد تجمع سبزها مي دادند برخورد كرد.

هم اكنون دانشكده فني دانشگاه آزاد به دستور مديريت تعطيل شد و دانشجويان و سبزها به بيرون دانشگاه هدايت شدند تا كليد دوباره تجمعات خياباني به سبك بعد زا انتخابات كليد بخورد.

تجمع هاي اين روزها در دانشگاه آزاد با توجه به منش جاسبي در اداره ي دانشگاه آزاد كه مبتني بر رفتار تند عليه فعاليت هاي سياسي دانشجويان بوده است با توجه به اعتراف متهمان كودتاي مخملي در دادگاه مبني بر حمايت مالي لوجستيك اغتشاشات بعد از انتخابات جالب توجه است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:4 توسط یک تحکيمي |

سال جدید تحصیلی امسال با شور و نشاط بسیار زیادی آغاز شد. بر خلاف آن چیزی که خیلی از عناصر خود فروخته (بخوانید اراذل و اوباش) انتظارش را می کشیدند.

با گذری در سطح دانشگاه دانشجویانی را می بینی که فارغ از سلایق سیاسی خود در تلاش برای کسب علم هستند. در کنار این خیل عظیم از دانشجویان، عده ای سر خورده نیز به چشم می خورند که در خیال واهی خود گمان می کردند که باز روزی مردی از جنس توهم خواهد آمد و آنان را بر بال های خود تا عرش اعلا خواهد برد!!!

     

   

     

  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:53 توسط یک تحکيمي |

با پيروزي انقلاب و آغاز تثبيت آن منافقين به دو گروه تقسيم شدند، گروه اول كه پس از مرگ موسسين سازمان مسعود رجوي آن را رهبري مي‌كرد اعلام جنگ مسلحانه نمودو مجموعه‌اي از ترورهاي گسترده را آغاز كردند،‌از به شهادت رساندن مردم عادي، تا انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و نخست وزيري.

سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین)

30 خرداد (سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين عليه نظام) موجب برملا شدن چهره‌ي منافقين خلق شد. اما گروهي كه به تعبير شهيد لاجوردي «منافقين انقلاب» هستند به شيوه منافقانه‌تري روي آورد و توانست در نظام اسلامي نفوذ كند.
در يك مقاله در روزنامه اطلاعات همان دوران يكي ازاعضاي سازمان منافقين به بقيه اينگونه خط داد: «سازمان مجاهدين اشتباه كرد كه رو در روي نظام ايستاد و خودش ضربه خورد. اينها بايد اين استراتژي را انتخاب مي‌كردند كه مي‌آمدند زير عباي آخوندها قرار مي‌گرفتند، مدتي مي‌ماندند. در موقع مقتضي بيرون مي‌آمدند و قدرت را قبضه مي‌كردند.»


30 خرداد (سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين عليه نظام) و 7 تير (سالروز به شهادت رسيدن جمعي از بهترين ياران امام و بسياري از نخبگان سياسي كشور) بهانه خوبي براي بررسي كارنامه سازمان منافقين است،‌اگر چه برخي اقدامات در اين روزها بازخواني پرونده اين سازمان تروريستي را جدي‌تر ساخت. سازماني كه در سال 44 تاسيس گشت اما در عمل از پاييز 47 و به دنبال نشست تبريز با حضور 3 عضو موسس، محمد حنيف‌نژاد، سعيد محسني و عبدي نيك بين آغاز فعاليت كرده و در سال 50 نام «سازمان مجاهدين خلق ايران» را براي خود برگزيد.(1) در طول اين سالها به فراخور برخي حوادث بارها اعضاي شوراي مركزي آن تغيير كرد.



پس از مرگ رضا رضايي در سال 52 به پيشنهاد بهرام آرام و با تاييد كادرهاي بالا، «تقي شهرام» بدون هيچ دردسري به مركزيت سازمان مجاهدين خلق منصوب شد و مسئوليت شاخه سياسي ـ‌ كارگري اين سازمان را بر عهده گرفت. شهرام با مصطفي شعاعيان (رهبر سابق جبهه دموكراتيك و عضو آن زمان چريكهاي فدايي) نشست‌هاي طولاني داشت كه در تغيير موضع مذهبي و سياسي شهرام بسيار موثر بود شهرام از شهريور ماه 52 مذهب را كنار گذاشت وبه فكر تسري آن به سازمان افتاد، سيري كه عامل موثر در ماركسيست شدن سازمان گشت و نقطه عطف رشد روحيه نفاق در آن شد، شايد از همين زمان و ديگر بتوان نام اين سازمان را سازمان منافقين گذاشت؛ اگر چه مدتي طول كشيد تا تيزبين ترين افراد همچون شهيد لاجوردي در سال 54 به اين نفاق پي بردند. رهبر كبير انقلاب، طي ديدار دو تن از نمايندگان اين گروه در سال 1351 با ايشان با مواضع ايدئولوژيك مجاهدين خلق از نزديك و بي واسطه آشنا شده بود. آنان طي جلسات متعددي (حدود 24 جلسه) در نجف نتوانستند نظر امام خميني (ره) را نسبت به خود جلب كنند. حضرت امام (ره) اين ديدار را چنين تشريح كرده است:

«بعضي از اين آقاياني كه ادعاي اسلامي مي‌كنند آمدند در نجف، يكي‌شان بيست و چند روز آمد در يك جايي؛ من فرصت دادم به او تا حرفهايش را بزند؛‌او به خيال خودش كه مي‌خواهد من را اغفال كند! مع‌الاسف از ايران هم بعضي از آقايان كه تحت تاثير آنها واقع شده بودند ـ خداوند رحمتشان كند ـ آنها راهم اغفال كرده بودند، آنها هم به من كاغذ سفارش نوشته بودند... كه اينها «انهم فتيه» ـ قضيه اصحاب كهف. من گوش كردم به حرفهاي اينها كه ببينم اينها چه مي‌گويند. تمام حرفها‌شان هم از قرآن بود و از نهج‌البلاغه.. اين آمده بود كه من را بازي بدهد؛ من همراهي كنم با ايشان. من هيچ راجع به اينها حرف نزدم. همه‌اش را گوش كردم. فقط يك كلمه راكه گفت «ما مي‌خواهيم قيام مسلحانه بكنيم» گفتم «نه، شما نمي‌توانيد قيام مسلحانه بكنيد؛ بي‌خود خودتان را به باد ندهيد.»(3)

طرفه آن كه اين نمايندگاني كه در سال 1351 با امام خميني(ره) در نجف ديدار كردند به فاصله اندكي پس از آن ديدار (در سال 1354) رسما و علنا به ايدئولوژي كمونيسم پيوستند.

***

با پيروزي انقلاب و آغاز تثبيت آن منافقين به دو گروه تقسيم شدند، گروه اول كه پس از مرگ موسسين سازمان مسعود رجوي آن را رهبري مي‌كرد اعلام جنگ مسلحانه نمود، آنان در 30 خرداد 1360 با اعلام وارد شدن سازمان به فاز نظامي در مقابل جمهوري اسلامي ايستادند(4) و مجموعه‌اي از ترورهاي گسترده را آغاز كردند،‌از به شهادت رساندن مردم عادي، تا انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و نخست وزيري كه منجر به كشته شدن صدها تن از مسئولين جمهوري اسلامي شد.

امام خميني (ره) كه از مواضع سازمان مجاهدين خلق مطلع بود اما تا هنگامي كه نقض آشكار قانون صورت نگرفته بود و شورشگري منتهي به جنگ مسلحانه به مرحله علني نرسيده بود با اعمال محدوديت وسيع نسبت به سازمان مزبور موافقت نكرد. آيت الله محمد يزدي در خاطرات خود به اين نكته اشاره مي‌كند:

امام (ره) در پاسخ ]يكي از روحانيون[ فرمودند: «من اعضاي مجاهدين را مي‌شناسم وبا مواضع آنها آشنايي دارم و كتابهايشان را هم خوانده‌ام؛ اما تا زماني كه اينها دست به اسلحه نبرده‌اند با آنها كاري نداريم.»

يكي از افراد شركت كننده در جلسه گفت: حضرتعالي مي‌فرماييد كتابهاي اينها راخوانده‌ايد: آيا اينها خطرشان از منافقين صدر اسلام بيشتر نيست؟ بعد،‌از اين گروه براي اولين بار با تعبير منافقين ياد كرد امام مجددا فرمودند: من اينطور نيست كه اينها را نشناسم؛ ولي تا آنها سلاح را براي جنگ با ما از رو نبسته‌اند، با آنها كاري نداريم.

يكي ديگر از اعضاي جلسه گفت: يعني شما واقعا از جانب اينها در حال حاضر احساس خطر نمي‌كنيد؟ امام بار ديگر همان جمله خود را تكرار كردند و در واقع به سيره جدشان در مورد خوارج عمل كردند. بعد از آن، ديگر اجازه ندادند كه در آن جلسه بحث مزبور ادامه پيدا كند.(5)

اين تحركات دو نتيجه در برداشت نخست بر ملي شدن چهره واقعي آنها و ديگر آنكه مباني متزلزل انديشه‌شان نيز فرو ريخت، زيرا با فرار از ايران ـ پس از آنكه تدابير شهيد لاجوردي عرصه داخلي را بر آنها تنگ كرد و شريان حياتشان را بست ـ به دامن عراق، فرانسه و چند كشور ديگر اروپايي پناه بردند (6) كه متحدان جدي آمريكا بودند همان آمريكايي كه به ظاهر بزرگترين دشمن آنها بودو تا پيش از آن انديشه ماركسيستي خود را برا ي مبارزه با آمريكا توجيه مي‌كردند و مبارزه با شاه را نيز در چارچوب مبارزه كلي سازمان با امپرياليسم معرفي مي‌نمودند. اما با اين پناهندگي‌ها ناگزير گام به گام از مواضع خود عدول كردند و حتي مبارزه با آمريكا در زمان شاه و ترور مستشاران آمريكايي را تكذيب كردند. (7)

اما گروه دوم به شيوه منافقانه‌تري روي آورد، در يك مقاله در روزنامه اطلاعات همان دوران يكي ازاعضاي سازمان منافقين به بقيه اينگونه خط داد: «سازمان مجاهدين اشتباه كرد كه رو در روي نظام ايستاد و خودش ضربه خورد. اينها بايد اين استراتژي را انتخاب مي‌كردند كه مي‌آمدند زير عباي آخوندها قرار مي‌گرفتند، مدتي مي‌ماندند. در موقع مقتضي بيرون مي‌آمدند و قدرت را قبضه مي‌كردند.»(8)

گروه دوم هوشيارانه‌تر عمل نمود و حتي در موارد بسياري همكاري نزديك با گروه اول داشت. شهيد لاجوردي كه از قدرت نفاق شناسي قوي برخوردار بود، در وصيتنامه‌اش از همكاري پيچيده اينها كه نامشان را منافقين انقلاب مي‌نهد با منافقين خلق مي‌نويسد وخطرشان را به مراتب بيش از منافقين خلق مي‌داند.(9)

يكي از پيچيدگي كار اين گروه تلاش در قرار گرفتن در مسند امور ومختومه جلوه دادن پرونده‌هايي بود كه در صورت ادامه آن خط نفوذشان بر ملا مي‌شد، به عنوان نمونه مي‌توان به مصاحبه يكي ديگر از شاگردان مصطفي شعاعيان كه در زمان مصاحبه سمتي رسمي داشت اشاره كرد، مصاحبه‌اي كه تلاش دارد بحث بقاي نفوذي‌ها در نهادها را پايان يافته معرفي سازد.»

يك مسئله‌اي كه در اين مورد مطرح است و مردم بايد در جريان قرار بگيرند، وجود عوامل نفوذي دشمن در حزب، نخست‌وزيري و دادستاني است. ما در واقع ويژگي خاص انقلابمان، يك مقدار مسايلي را هم برايمان ايجاد كرده است.

بعد از پيروزي انقلاب، حركت چون مردمي بود و روز اول يك دفعه صدها كميته و دادستاني در اين مملكت ايجاد شد؛ آن طوري نبود كه يك تشكيلات بيايد با شناسايي، افراد را سر كار بگذارد. اين طور آدمها از همان اول نفوذ كردند و از حمايت قوي دولت موقت و بعدش «بني‌صدر» هم برخوردار بودند و حتي بعضي از آنها كه شناسايي مي‌شدند، بيرون كردنشان با مقاومت روبرو مي‌شد. اينها به طريق اولي توانستند در خيلي جاها نفوذ كنند. يك سري از آنها كه ماهيتشان مشخص مي‌شد، تصفيه مي‌شدند. در اين رابطه الان يك مقدار مسئولين و اداره كنندگان سازمانهاي دولتي و نهادها هوشيارتر با مسايل برخورد مي‌كنند. (10)

اين در حالي است كه عوامل نفوذي كه در اين ماجراها سوختند در بالاترين مقامهاي تصميم‌گيري كشور جاي داشتند، به عنوان نمونه كشميري كه به عنوان دبير يا قايم مقام دبير شوراي امنيت در جلسات اين شورا حضور داشت و در تصميم‌سازي و گزارش تصميم‌گيري‌ها بسيار موثر بود، چرا منافقين حاضر گشتند چنين عنصر با ارزشي را از دست بدهند؟

در جنگ امنيتي در شرايطي خاص تلاش مي‌كنند يك نفر از نفوذي‌هايشان را با خوش‌نامي حذف كنند، آنچنان كه تلاش كردند كشميري را در كنار شهيدان رجايي و باهنر شهيد معرفي كنند و در تشييع جنازه اين عزيزان تابوت سومي به نام كشميري حاضر كردند، زيرا باحذف خوش نام يك عنصر نفوذي از يك سو اگر او در معرض خطر شناسايي بوده باشد با اين روش از بقيه عناصر حساسيت‌زدايي مي‌شود و كارها روال ايمني خود را حفظ خواهد كرد و از سوي ديگر حذف خوش نام او موجب رشد شبكه نفوذي همراهش خواهد شد.

از سوي ديگر اين اتفاق در شرايطي رخ مي‌دهد كه عناصر هم تراز يا بالاتر از او موجود باشند و خط نفوذ با حذف او شاه كليدهاي جاسوسي خود را از دست ندهد.

ترورها در سالهاي بعد بدون شك با همكاري نزديك هر دو گروه انجام مي‌گشت، به عنوان مثال در آخرين مصداق شهيد امير سپهبد صياد شيرازي در شرايطي به شهادت رسيد كه به تازگي ارتقا درجه يافته بود و همه چيز براي تصدي مسئوليت‌هاي مهمتر او در ارتش آماده مي‌گشت،‌امر محاكمه براي براندازان خاموش نظام كه سعي بر ايجاد تفرقه در ميان سپاه و ارتش و تضعيف آنها در گام سوم پس از تضعيف وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي داشتند همچون سمي مهلك نمود و با هماهنگي قوي ميان اين دو گروه پيش از آنكه خبر اعطاي درجه سرلشكري به صياد در رسانه‌هاي داخلي منتشر گردد از راديوي منافقين اعلام گشت و در ظاهر انتقام جويي از عمليات مرصاد منافقين خلق او را كه سد راه منافقين انقلاب بود به خيال خود حذف نمودند.

فعاليت اين گروه در دوره‌اي دوباره شدت يافت و تلاشها براي ايجادتشنج و آشوب در كنار ترور عوامل موثر براي ايجاد يك كودتاي خزنده، آن اندازه جدي شده بود كه در 18 تير 78 بسياري كار را تمام شده مي‌دانستند.

در اين دوره كميته‌اي كه نامهاي مختلف به خود گرفته بود شكل گرفت كه ساماندهي اين براندازي را بر عهده داشت بخشهايي از تحركات اين كميته براي افكار عمومي آشكار شد اما هيچ حركت جدي در مقابله با آنها صورت نگرفت به عنوان شاهد مثال از اين اطلاعات مي‌توان به سخنان احمدی نژاد در تير ماه سال 80 اشاره نمود:

«دكتر احمدي‌نژاد عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين، كه پس از جلسه شوراي مركزي اين تشكل، در گفتگو با نشريه «جام هفته» شركت كرده بود، افزود: «به نظر مي‌رسد «كميته ايكس» نقش اصلي را در طراحي و اجراي اقدامات افراطي، بر عهده داشته و به عنوان مركز و گرانيگاه افراطيون عمل مي‌كرده است. هر چند بنا بر شنيده‌ها، اين كميته، قبل از 18 خرداد هم فعاليت‌هايي داشته است، اما پس از 18 خرداد، بر دامنه و شدت حركات افراطي خود، افزوده است..متاسفانه، قضيه به همين جا ختم نمي‌شود و علاوه بر دستگاه شنودموبايل، يكي از نمايندگان مجلس به تازگي خبر از ورود 5000 ميكروفن مخفي داده است،‌كه معلوم نيست اين تعداد فوق‌العاده ميكروفن مخفي، به چه منظور و عليه چه كساني وارد شده است؟»(11)

براي پي بردن به ابعادتحركات اين گروه به اين خبرها نيز كه دولت در برابر آن سكوت كرد توجه كنيد: «حميدرضا ترقي» نماينده سابق مجلس مي‌گويد: «از ورود شش دستگاه شنود تلفن همراه ازچهار ماه پيش خبر داشتيم... نمي‌دانم ورود اين دستگاهها براي چه استفاده‌اي بوده و همچنين نمي‌دانم قضيه از كجا درز پيدا كرده و علني شده است..

به هر حال اعتمادي به تلفنهاي همراه نيست و ما در جلساتمان باتري تلفنها را در مي‌آوريم...»(12)

دستگاههاي شنود تلفن همراه از كشور آلمان وارد ايران شده است. به نوشته نشريه «صبح صادق» براي اين دستگاههاي شنود مبلغ 300 ميليون دلار به طرف آلماني پرداخت شده است.

اين نشريه از قول يك مقام آگاه افزود: ظاهرا اين دستگاههاي شنود تلفن همراه، بر خلاف دستگاههاي موجود،‌كه بر اساس شماره، اقدام به رديابي تماس مي‌كنند، بر اساس سيگنالهاي صداي افراد، اقدام به شنود آنها مي‌نمايد.(13)

***

نكته قابل توجه اين است كه اينها تنها آن بخش از اطلاعاتي است كه توانسته از لابه‌لاي ديوارهاي امنيتي به بيرون درز كند و حتي سرنوشت همين ميزان خبرها نيز هيچگاه معلوم نشد، اين دستگاههاي شنود كه توسط يكي از متهمين اصلي پرونده مسكوت مانده 8 شهريور وارد شده است همينك در دست چه كساني است؟ براي چه پروژه‌اي از آن استفاده مي‌شود؟ شايد اگر جواب اين سئوالها را پيدا كنيم بتوانيم گامهاي بعدي منافقين را پيش‌بيني كنيم.

پي‌نوشت‌ها:

1و2- شرح تاريخچه سازمان مجاهدين خلق ايران ـ نوشته احمدرضا كريمي از اعضاي سازمان ـ مركز اسناد انقلاب اسلامي.

3- صحيفه نور، جلد 12

4- سازمان بعد از بركناري بني‌صدر از فرماندهي كل قوا توسط امام(ره) رسما با صدور اطلاعيه‌اي از وي حمايت كرد و باتظاهرات پراكنده در بعضي نقاط كشور مقدمات شورش عليه نظام را آغاز نمود.

پس از تصويب بررسي طرح عدم كفايت سياسي بني‌صدر در مجلس شوراي اسلامي به سرعت به تدارك و آماده‌سازي يك حركت مسلحانه وسيع و گسترده در 30 خرداد 60 پرداخت.

در رهنمودهاي درون گروهي به اعضا و هواداران تشكيلاتي سازمان در آن زمان، اينگونه اعلام موضع شد:

«كارهاي پراكنده كافيست و آمادگي لازم در مردم به وجود آمده است. راهپيمايي‌هاي مقطعي اثر خود را كرده ومرحله گذار كمي به كيفي رسيده است. زمينه عيني انقلاب آماده است و ما اگر زمينه ذهني را آماده كنيم انقلاب انجام مي‌شود. اين قابل پيش‌بيني است كه پس از قيام 30 خرداد تمامي امكانات سرخ ]= غيرقابل استفاده علني[ ما سفيد بشود.»

عصر روز سي‌ام خرداد درگيري‌هاي وسيع وگسترده‌اي توسط دسته‌هاي مسلح سازماندهي شده ميليشيا و هواداران سازمان در سطح شهرتهران رخ داد و در بعضي شهرستانها نيز اقدامات مشابهي ازسوي عوامل سازمان انجام شد. با صدور اطلاعيه سياسي نظامي سازمان مجاهدين خلق(منافقين) از آن تاريخ اين سازمان رسما وارد جنگ مسلحانه و قتل و كشتار مردم وفادار و علاقمند به نظام جمهوري اسلامي گرديد.

حضور خودجوش و گسترده مردم نقاط مختلف كشور در تظاهرات خياباني روزهاي 30 و 31 خرداد در تجديد پيمان با رهبري انقلاب و اعلام حمايت از مجلس شوراي اسلامي ومخالفت با بني‌صدر و سازمان عمليات ارعابي وشورشگرانه سازمان را با ناكامي مواجه ساخت.

5- خاطرات آيت‌الله يزدي، مركز اسناد انقلاب اسلامي

6- مسعود جاباني عضو سابق سازمان در كتاب روانشناسي خشونت و ترور مي‌نويسد: «جايگزيني جنگ جبهه‌اي به جاي جنگ چريك شهري، به دليل شكست جنگ چريك شهري در داخل ايران، ضرورت وابستگي به دولت عراق را كه در حال جنگ با ايران بود مي‌طلبيد.. پذيرش جنگ جبهه‌اي آن هم از مرزي كه دشمن متجاوز، آن را شروع كرده و بمب‌ها و موشك‌هاي آن هر روز بر سر مردم كوچه و بازار فرود مي‌آمد و خانه‌هاي مردم را خراب مي‌كرد و مردم را به عزا مي‌نشاندند، بسيار ضد ملي و نامشروع‌تر از جنگ چريك‌ شهري بود..سال 1365 رسما و علنا پايان جنگ بي نتيجه شهري اعلام ]شد[ و آقاي رجوي در نشستي اعلام داشت كه من بعد جنگ ميكروشهري جاي خود را به جنگ ماكرو مرزي مي‌دهد و اين سرآغاز اداي دين به رژيم بعثي بود و سازمان مجاهدين را در مناسبات رژيم صدام به سمت حل شدگي سوق داد.»

7- مواضع رسمي سازمان منافقين منتشر شده در نشريات مجاهد

8- هفته‌نامه شما ـ 10/6/79

9- وصيتنامه شهيد لاجوردي ـ بنياد فرهنگي شهيد لاجوردي

10-روزنامه جمهوري اسلامي ـ 21/6/60

11- روزنامه خراسان ـ 16/4/80

12- روزنامه كيهان ـ 18/4/80

13-روزنامه كيهان ـ 20/4/80

به دوستان توصیه می شود مطالعات خود را در زمینه جریانات سیاسی موجود در کشور از منابع موثق افزایش دهند و اطرافیان خود را در این زمینه ها آگاه کنند. این روزها اکثر مشکلاتی که در کشور به وجود می آید، از سر نا آگاهی توده مردم و رجوع به شایعه و نقل قول، بجای منابع موثق است.

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 15:19 توسط دانشجوي پلي تكنيكي2 |

متاسفانه با خبر شدیم سعید عربلو دانشجوی نخبه و ارزشی دانشگاه که بر اثر سقوط از آسانسور خوابگاه و جراحت وارده بر پایش در بیمارستان بستری شده بود، چند روز پیش یک پای خود را از دست داد.

این حادثه ناگوار قطعا دل تمامی دانشجویان پلی تکنیک و خصوصا دوستان و خانواده وی را بدرد آورده است وتمامی دانشجویان این دانشگاه خواستار پیگیری دقیق و مجدانه این موضوع توسط مسولین دانشگاه و نهادهای ذیربط جهت مشخص شدن مقصرین اصلی این حادثه و مواخذه آنها می باشند.

البته هوشیاری شورای متحصنین در اجازه ندادن به عناصری که قصد سوء استفاده از این حادثه را جهت پیشبرد منافع نامشروع خود داشتند نیز جای ستایش دارد و دانشجویان فهیم امیرکبیر باید هوشیاری خود را حفظ کنند چه آنکه ممکن است عده ای باز قصد داشته باشند تا از احساات دانشجویان در این اتفاق ناگوار و مسائلی شبیه آن سوء استفاده کنند و فضای دانشگاه را به سمت التهاب پیش ببرند و بخواهند در لوای خواسته های صنفی و به حق دانشجویان پلی تکنیک، اهداف پلید خودرا خود را پیگیری کنند.

شاهدی بر این مدعا مصاحبه ای است که "مجید توکلی" - از چهره های اصلی انجمن منحله امیرکبیر و از عاملینن تهیه و نشر نشریات موهن- با سایت روز آنلاین انجام داده و در آنجا با اعتراف به سوء استفاده از تجمع های صنفی دانشجویان می گوید: « ما یازدهم اردیبهشت ماه تریبون داشتیم و در جلسات‌مان ‏مقرر کرده‌ بودیم که این تریبون صنفی باشد و بعد از آن، فضای دانشگاه را هم‌چنان آماده نگه داریم و از این ‏تریبون صنفی، ظرف یک هفته تا دو هفته یک تریبون سیاسی بزرگ سیاسی در اعتراض به سیاست‌های ‏دولت، ساختار استبدادی حاکمیت و دامن زدن به جنگ در دولت احمدی‌نژاد، برگزار کنیم. »

علاقه مندان می توانند این مصاحبه را در سایت autnews ملاحظه کنند: http://www.autnews.us/archives/1387,08,00013924

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 21:30 توسط یک دانشجو |

با رسيدن به نيمه دوم سال 1387 شمارش معکوس براي پايان دهه سوم انقلاب اسلامي و طلوع طليعه دهه چهارم انقلاب آغاز گرديده است. اين خود نويد آغاز گامي نو پيش روي انقلابي است که امروزه ديگر از نهالي نوپا به درختي تنومند مبدل شده که ريشه در زمين و شاخه در آسمان دارد و روز به روز ثمرات آن آشكار مي‌گردد.

در اين ميان تئوريسين و راهبر انقلاب اسلامي دو اصل "پيشرفت" و "عدالت" را به عنوان شاخصه و اولويت اصلي انقلاب اسلامي در گام چهارم مورد توجه انقلابيون قرار داده و از همه مردم و مسئولين، خواص و عوام خواسته اند تا با براي رسيدن به اين دو شاخصه کليدي برنامه‌ريزي و تلاش نمايند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 16:19 توسط یک تحکيمي |

خبری برای ما فرستاده شده که برای شما می آوریم!

از شنیدن تکذیب آن خوشحال می شویم!

به گزارش گروه دریافت خبر AUTPRESS سه تن از اعضاي انجمن منحله اميركبير در يك بزم شبانه و در حالاتي نا مناسب و غير عادي دستگير شدند.

حسين تركاشوند(دبير سياسي انجمن سابق)، احمد قصابان (از اعضاي انجمن سابق و از عاملين انتشار نشريات موهن) و مريم سليمي( مدير مسئول نشريه اتوپيا و همسر آرمان صداقتي از فعالين انجمن سابق) در يك مجلس فساد شبانه با مقاديري مواد مخدر و مست كننده در حالاتي زننده و غير عادي به همراه تعدادي از دانشجويان ديگر دانشگاه ها توسط اداره مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي بازداشت شدند.

گفتني است دوستان اين افراد از دستگيري آن ها و علت آن كاملا با خبر مي ياشند اما براي حفظ آبروي نداشته تشكيلات خود جرات بيان آن را ندارند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 9:35 توسط یک دانشجو |

چندیست که فضای نشریاتی دانشگاه امیرکبیر با بی توجهی مسئولان فرهنگی دانشگاه مواجه است و گروهی که سبقه فعالیت نشریاتی آنها به نشریات موهن نزدیک است با رسوخ مجدد در نشریات دانشجویی به دنبال ایجاد همان فضای مسموم نشریاتی هستند!

در آخرین شماره یکی از این نشریات مطلبی آورده شده با عنوان "مصدقان زمان" (فروهر و تختی)!!!

مطلب موهن این نشریه با مقایسه رهبر معظم انقلاب با شاه به بیان اراجیفی پرداخته است که آوردن آنرا برای خود جایز نمی دانیم!

نکته حائز اهمیت اینست که این نشریات از چه منبعی تغزیه مالی و محتوایی میشوند!؟

نشریه دانشگاه امیرکیبر

با نگاهی کوتاه به سایر مطالب مندرج در این نشریه در می یابیم که نزدیکی زیادی بین گردانندگان نشریه و حامیان خاتمی وجود دارد و خود این قرابت هم می تواند آنها را از لحاظ مالی و هم از لحاظ محتوایی تغزیه ی خوبی کند! چه برای این نشریه و چه برای نشریاتی از این دست.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 12:29 توسط یک تحکيمي |

رسالتمان را فراموش نکرده ایم!

سختی راه را چشیدیم، نیش ها و خنجرها خورده ایم!

واما امروز پخته تر از قبل باز می گردیم!

باشد تا اثر گذار باشیم!

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 17:1 توسط یک تحکيمي |

محمد علی دادخواه که وکیل مجید توکلی در پرونده نشریات موهن بوده از علیرضا رهایی در روزنامه اعتماد در مورد بزم دانشجویان واحد بین الملل در انگلیس دفاع کرد.
نکته جالب توجه اینکه تا چندی پیش دادخواه در حکم وکیل مجید توکلی رو در روی رهایی قرار داشت.

چند سوال:
آیا ارتباطاتی در پشت پرده وجود دارد؟
چه دلیلی دارد دادخواه که هنوز پرونده توکلی در جریان است بیاید و از رهایی حمایت کند؟
آیا این دفاع به خاطر اهمال کاری های رهایی در پرونده نشریات موهن است؟
...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:3 توسط یک تحکيمي |

به گزارش خبرگزاري فارس، در نامه‌اي كه از سوي دانشگاه اميركبير به خبرگزاري ارسال شده آمده است: "در ارتباط با خبر منتشره درباره دانشجويان اين دانشگاه مورخ 7 مرداد 87 مراتب زير براي تنوير افكار عمومي به اطلاع مي‌رسد. خواهشمند است طبق قانون مطبوعات در همان صفحه براي اطلاع عمومي چاپ شود.
1 ـ دانشگاه صنعتي اميركبير از دانشگاه‌هاي بزرگ و مطرح كشور است كه بنا به فرموده رهبر عظيم‌الشان انقلاب مادر دانشگاه‌هاي صنعتي ناميده مي‌شود. اين دانشگاه علاوه بر حركات‌ بزرگ علمي، حدود 100 شهيد تقديم نظام اسلامي كرده است. خوشبختانه با برنامه‌ريزي وسيع و فعاليت‌هاي انجام شده در چند سال اخير تحول وسيعي در فضاي فرهنگي اين دانشگاه در راستاي اهداف انقلاب و نظام ايجاد شده كه برگزاري 11 سال مراسم اعتكاف و صدها برنامه فرهنگي ـ مذهبي از شواهد آن است.
2 ـ تيتر خبر متأسفانه نسبتي ناروا به دانشجويان اين دانشگاه وارد مي‌كند كه به هيچ وجه صحيح نيست و دانشجويان ما حضور يا تجمعي در محيط‌‌ هاي نامناسب خارج از كشور نداشته‌اند.
3 ـ در متن خبر اشاره به جمعي از دانشجويان شده كه بعد از گذراندن بخشي از دروس خود بايد مي‌بايست به دانشگاه بيرمنگام انگلستان اعزام شده و در آن جا تحصيلات خود را انجام و مدرك تحصيلي خود را از آن دانشگاه دريافت نمايند. لذا برخي نكات ذكر شده در متن خبر در مورد ارتباط اين افراد با دانشگاه كذب و غير قابل قبول مي‌باشد.
4 ـ براساس اصول قانوني و شرعي دستگاه‌هاي مختلف اجازه كنكاش در حريم‌هاي خصوصي افراد را در داخل كشور ندارند چه رسد به جمعي كه در خارج از كشور و در يك دانشگاه بيگانه مشغول به تحصيل هستند.
5 ـ براساس ابلاغيه وزارت علوم، پذيرش دانشجويان بين‌المللي، اين دانشگاه جذب دانشجو در سطح كارشناسي را به مناطق آزاد منتقل كرده است."
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 17:39 توسط یک تحکيمي |

‌يك منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار ‌فارس با بيان اينكه واحد بين‌الملل دانشگاه صنعتي اميركبير قراردادي با دانشگاه بيرمنگام انگليس منعقد كرده و دوره‌اي را تحت عنوان دوره بيرمنگام برگزار مي‌كند، افزود: 3 سال از اين دوره در دانشگاه صنعتي اميركبير و يك سال آن در انگليس برگزار مي‌شود و مدرك نيز از سوي دانشگاه انگليسي براي دانشجويان صادر مي‌شود.
وي تاكيد كرد: مسئولان وزارت علوم با برگزاري چنين دوره هايي آنهم در سطح ليسانس (نه تحصيلات تكميلي) موافق نيستند اما دانشگاه ها بخاطر درآمد زايي و سود سرشار واگذاري چنين امتيازي، اقدام به پذيرش دانشجو كرده و هيچ نظارتي هم به رفتار دانشجويانشان در خارج كشور ندارند.متاسفانه انعقاد چنين قراردادهايي در ساير دانشگاه ها در حال افزايش است و بجاي ارتقاي سطح علمي و فرهنگي جنبه درآمد زايي بيشتر مد نظر قرار گرفته است.
وي با بيان اينكه در دانشگاه اميركبير در سال 83 نخستين گروه از دانشجويان وارد اين دوره شده‌اند، اظهار داشت: برخي از اين دانشجويان كه اكثراً از مناطق مرفه تهران هستند، داراي وضع فرهنگي نامناسبي بودند و حضور آنان با وضع نامناسب در دانشگاه با اعتراض دانشجويان دانشگاه اميركبير مواجه شد از اين رو واحد بين‌الملل اين دانشگاه در تهران نيز به ساختماني جداگانه منتقل شد‌.
اين منبع آگاه با بيان اينكه تاكنون بيش از 600 دانشجو در اين دوره شركت ‌‌كرده‌اند، گفت: هزينه هر ترم براي هر دانشجو در دانشگاه اميركبير حدود 13 ميليون تومان است و اين دانشجويان بايد هزينه بسيار بالايي را هم بابت دوره يك ساله پاياني در بيرمنگهام بپردازند.
وي با اشاره به اينكه نحوه گرفتن دانشجويان اين دوره‌ها نيز مشخص نيست، گفت: طي روزهاي اخير عكس‌هايي از جلسات برخي از اين دانشجويان در بيرمنگهام در اختيار قرار گرفته‌ كه حاكي از حضور بسيار زننده برخي از اين دانشجويان در بزم‌هاي شبانه است.
براساس بخشنامه وزارت علوم دوره‌هاي واحدهاي بين‌الملل دانشگاه‌ها فقط در مناطق آزاد امكان برگزاري دارد و اين بخشنامه از سال 86 لازم‌الاجرا بوده اما دانشگاه صنعتي اميركبير بر خلاف اين بخشنامه در سال 86 نيز دوره بيرمنگام را در تهران برگزار كرد و با توجه به فشارهاي وزارت علوم پيگير است تا دوره را براي سال آينده به مناطق آزاد منتقل كند.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 17:37 توسط یک تحکيمي |


نتايج آراي صندوق‌هاي 613 و 614 دانشگاه امير كبير اعلام شد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس، نتايج شمارش آراي صندوق‌هاي راي 613 و 614 شعبه دانشگاه اميركبير به ترتيب آرا به شرح زير است:

 

1- الياس نادران
2- مجيد انصاري
3- عليرضا زاكاني
4- لاله افتخاري
5- مهدي كوچك زاده
6- اسحاق جهانگيري
7- علي اصغر زارعي
8- پرويز سروري
9- حسين فدايي
10- سهيلا جلودار زاده
11- طيبه صفايي
12- نسرين سلطانخواه
13- حميد رسايي
14 محمود دعايي
15- عليرضا محجوب
16-زهره الهيان
17- محمد قمي
18-الهه راستگو
19- الياس حضرتي
20 - سيد محمد صدر
21 - محمد اشرفي اصفهاني
22- محمد خوش چهره جمالي

اميدواريم دوستاني كه در دانشگاه اقدام به نظرسنجي كردند، اعتبار نظرسنجي خود را درك كرده باشند!
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:20 توسط دانشجوي پلي تكنيكي2 |

عنوان متن فقط یک سوال از دستگاه قضا است . همین.

خبر خیلی نامفهوم و سوال برانگیز بود.سه دانشجوی امیرکبیر که قبلا" مسئول انتشار نشریات موهن شناخته شده بودند تبرئه شدند...آخر اگر اینها اهانت نکرده اند پس صحبتهای قبلی قاضی حداد و وزیر اطلاعات و...که در مورد اعترافات آنها گفته بودند چه می شود؟پس قضیه ی اعتراف بابک زمانیان هم دروغ بود؟پس دانشجویان بسیجی و رئیس دانشگاه امیرکبیر بیخود به این افراد تهمت می زدند؟چرا باید پس از حدود ۲۰۰ روز حکم تبرئه ی آنها اعلام شود؟و دهها اما و اگر دیگر...

یک روز که در حال پرسه زدن در دنیای مجازی بودم.وارد سایت موسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) شدم.این سایت که زیر نظر آیت الله خزعلی و با مسئولیت حجه الاسلام  سید محمد حسینی قزوینی اداره می شود در قسمت"سخنرانی ها " لینکی با عنوان پاسخ به شبهات نشریات دانشگاه امیرکبیر قسمت اول و  قسمت دوم قرار داده بود که در ان با مطرح کردن سوابق این نشریات و افراد گرداننده ی آنها نتیجه گرفته شده است که نمی توانیم انکار این افراد را بپذیریم.چرا که در شماره های گذشته ی خود توهین های این چنینی کرده بودند بدون اینکه آنها را انکار کنند.سپس به شبهات مطرح شده در این نشریات پاسخ داده شده است. من در اینجا فقط قسمت هایی از این سخنرانی را که به گذشته ی این نشریات می پردازد می آورم. خودتان می توانید متن کامل آن را گوش کنید.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:52 توسط دانشجوي پلي تكنيكي2 |

در پی انتشار خبر مشکوک تبرئه دانشجویان متهم به انتشار نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر، تعدادی از اعضای انجمن منحله دانشگاه (از جمله بابک.ز و مجید.ش و احسان.م) در برخورد با دانشجویان بسیجی دانشگاه با توهین به آنها، دستگیری و زندانی شدن متهمان پرونده نشریات موهن را از چشم آنها دیده و این دانشجویان بسیجی را تهدید به انتقام گرفتن کردند!

با وجود سابقه ی شرارت این افراد در گذشته از جمله سرقت چندین موبایل و دوربین دانشجویان بسیجی، احتمال رخ داد چنین حوادثی وجود دارد!

لازم به گفتن است با انتشار خبر مشکوک تبرئه متهمان پرونده ی نشریات موهن، اعضای انجمن منحله دانشگاه دچار توهم مضاعف گشته و با انتظار آزادی سریع الوقوع دوستان خود، به رجز خوانی پرداختند! ولی از آنجا که متهمان مذکور هنوز آزاد نشده اند، احتمال پرخاش بیش از حد و افسردگی مزمن در آنها بسیار بالا پیش بینی شده و لذا دوری از آنها برای تمامی دانشجویان امری لازم سفارش گشته است!

به امید مجازات تمام سارقان، مواد فروشان، زورگیران، مفسدین اقتصادی و ...!!!

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 20:33 توسط یک دانشجو |

۱- بی غیرتمان کرده اند!

بازخوانی یک فتنه
خبر کوتاه بود:
اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبر انتشار مطالب توهین آمیز و ضد مقدسات دینی در 4 نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر منجر به تعطیلی یک هفته ای کلیه کلاس های درس این دانشگاه گشت و به تبع آن عاملان انتشار این نشریات دستگیر شده و دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور نیز در اعتراض به این نقشه شوم به مدت یک هفته مقابل درب این دانشگاه تجمع نموده و خواستار اشد مجازات برای عاملان توهین به مقدسات مسملنان بودند...

۲- رويه جديد قضايي: قهرمان سازي از متهمان!
اعلام پر سروصداي خبر بازداشت متهمان پرونده هاي امنيتي و سپس اعلام تبرئه آنان، رويه جديدي است كه تنها به تجري ساير مجرمان و قهرمان شدن تبرئه شدگان مي انجامد.
به گزارش رجانيوز، اين رويه درخصوص 2 پرونده امنيتي حسين موسويان و 3 دانشجوي دانشگاه اميركبير كه تقريباً همزمان در ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شده بودند، كليد خورده است...

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 21:59 توسط یک تحکيمي |