چند روزیه که خبر دستگیری عوامل یک گروهک تروریستی در کرج در صدر خیلی از اخبار قرار گرفت. در خبرها اومده بود که این گروهک تروریستی قرار بوده که در روزهای ۱۶و۱۷و۱۸ آذر در پروژه کشته سازی فضای کشور را ملتهب کنند. در خونه تیمی که از این گروهک کشف کرده بودن مقدار زیادی آمپول های سمی، سلاح گرم و مواد منفجره پیدا کردند.
امروز فیلمی درباره همین خبرا بدستم رسید که مربوط به اعتراف یکی از همین عوامل بوده. واقعا هولناکه!
آدم از این همه رذالت نمیدونه چی بگه! اینا همونایی هستن که میگفتن می خوان برا مردم ال کنن بل کنن!
اینا همونایی هستن که چند سال پیش توی دانشگاهها برای حیات خودشون به مقدسات مردم توهین کردن و نشریات موهن رو منتشر کردن!

خبرنامه دانشجويان ايران: از ساعاتي پيش عده اي در دانشكده فني تهران مركز دانشگاه آزاد به بهانه تولد محمد خاتمي در صحن دانشكده جمع شده بودند.
خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» گزارش داد: اين تجمع كه با شعارهايي عليه برخي افراد همراه بود به محل تجمع افرادي قابل توجه از بيرن دانشگاه تبديل شد.
بر اين اساس اين افراد بعد از ساعتي تجمع با همكاري صميمانه مسئولين دانشگاه آزاد به بيرون دانشگاه انتقال يافت.
حراست دانشكده كه در صبح امروز كنترل ورود و خروج افراد را به دانشكده كنترل نمي كرد جلوي دانشجوياني كه شعارهايي بر ضد تجمع سبزها مي دادند برخورد كرد.
هم اكنون دانشكده فني دانشگاه آزاد به دستور مديريت تعطيل شد و دانشجويان و سبزها به بيرون دانشگاه هدايت شدند تا كليد دوباره تجمعات خياباني به سبك بعد زا انتخابات كليد بخورد.
تجمع هاي اين روزها در دانشگاه آزاد با توجه به منش جاسبي در اداره ي دانشگاه آزاد كه مبتني بر رفتار تند عليه فعاليت هاي سياسي دانشجويان بوده است با توجه به اعتراف متهمان كودتاي مخملي در دادگاه مبني بر حمايت مالي لوجستيك اغتشاشات بعد از انتخابات جالب توجه است.
سال جدید تحصیلی امسال با شور و نشاط بسیار زیادی آغاز شد. بر خلاف آن چیزی که خیلی از عناصر خود فروخته (بخوانید اراذل و اوباش) انتظارش را می کشیدند.
با گذری در سطح دانشگاه دانشجویانی را می بینی که فارغ از سلایق سیاسی خود در تلاش برای کسب علم هستند. در کنار این خیل عظیم از دانشجویان، عده ای سر خورده نیز به چشم می خورند که در خیال واهی خود گمان می کردند که باز روزی مردی از جنس توهم خواهد آمد و آنان را بر بال های خود تا عرش اعلا خواهد برد!!!

با رسيدن به نيمه دوم سال 1387 شمارش معکوس براي پايان دهه سوم انقلاب اسلامي و طلوع طليعه دهه چهارم انقلاب آغاز گرديده است. اين خود نويد آغاز گامي نو پيش روي انقلابي است که امروزه ديگر از نهالي نوپا به درختي تنومند مبدل شده که ريشه در زمين و شاخه در آسمان دارد و روز به روز ثمرات آن آشكار ميگردد.

در اين ميان تئوريسين و راهبر انقلاب اسلامي دو اصل "پيشرفت" و "عدالت" را به عنوان شاخصه و اولويت اصلي انقلاب اسلامي در گام چهارم مورد توجه انقلابيون قرار داده و از همه مردم و مسئولين، خواص و عوام خواسته اند تا با براي رسيدن به اين دو شاخصه کليدي برنامهريزي و تلاش نمايند.
چندیست که فضای نشریاتی دانشگاه امیرکبیر با بی توجهی مسئولان فرهنگی دانشگاه مواجه است و گروهی که سبقه فعالیت نشریاتی آنها به نشریات موهن نزدیک است با رسوخ مجدد در نشریات دانشجویی به دنبال ایجاد همان فضای مسموم نشریاتی هستند!
در آخرین شماره یکی از این نشریات مطلبی آورده شده با عنوان "مصدقان زمان" (فروهر و تختی)!!!
مطلب موهن این نشریه با مقایسه رهبر معظم انقلاب با شاه به بیان اراجیفی پرداخته است که آوردن آنرا برای خود جایز نمی دانیم!
نکته حائز اهمیت اینست که این نشریات از چه منبعی تغزیه مالی و محتوایی میشوند!؟


با نگاهی کوتاه به سایر مطالب مندرج در این نشریه در می یابیم که نزدیکی زیادی بین گردانندگان نشریه و حامیان خاتمی وجود دارد و خود این قرابت هم می تواند آنها را از لحاظ مالی و هم از لحاظ محتوایی تغزیه ی خوبی کند! چه برای این نشریه و چه برای نشریاتی از این دست.
سختی راه را چشیدیم، نیش ها و خنجرها خورده ایم!
واما امروز پخته تر از قبل باز می گردیم!
باشد تا اثر گذار باشیم!

۱- بی غیرتمان کرده اند!
بازخوانی یک فتنه
خبر کوتاه بود:
اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبر انتشار مطالب توهین آمیز و ضد مقدسات دینی در 4 نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر منجر به تعطیلی یک هفته ای کلیه کلاس های درس این دانشگاه گشت و به تبع آن عاملان انتشار این نشریات دستگیر شده و دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور نیز در اعتراض به این نقشه شوم به مدت یک هفته مقابل درب این دانشگاه تجمع نموده و خواستار اشد مجازات برای عاملان توهین به مقدسات مسملنان بودند...
۲- رويه جديد قضايي: قهرمان سازي از متهمان!.jpg)
اعلام پر سروصداي خبر بازداشت متهمان پرونده هاي امنيتي و سپس اعلام تبرئه آنان، رويه جديدي است كه تنها به تجري ساير مجرمان و قهرمان شدن تبرئه شدگان مي انجامد.
به گزارش رجانيوز، اين رويه درخصوص 2 پرونده امنيتي حسين موسويان و 3 دانشجوي دانشگاه اميركبير كه تقريباً همزمان در ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شده بودند، كليد خورده است...
چند ماه پيش بود ؟! دقيقا يادم نيست ! عصر يك روز يكي از بچه ها به هم زنگ زد و ماجراي توهين به مقدسات در دانشگاه امير كبير را بهم گفت . اون شب ، شب خيلي تلخ و بدي بود ! هنوز دو روزي نگذشته بود كه ماجراي آن مردك ، زرين كلك پيش اومد . سر اين مردك واقعا آتيش گرفته بودم ، بيشتر از كار اين مردك ، از واكنش و عكس العمل همكلاسيان آن دختر بينوا سوختم . فقط خنده و تمسخر عكس العمل دانشجويان محترم نسبت به كشف حجاب و توهين به آن دختر مظلوم بود .

و حالا امروز ، امروز باز هم طبق معمول ، هنوز چند روزي از افاضات دنياپرستي همانند اعلمي نگذشته است كه بايد توهين ها و حرف هاي چندش آور يك بي همه چيز ديگر را تحمل كني ! جناب عبدالله مومني دبير سابق دفتر تحكيم ، طي سخناني براي دانشجويان محترم !!! دانشگاه !!! علوم و فنون دريايي خرمشهر كه با كف و سوت !!! حضرات همراه بود ، به انكار عصمت و عدالت امام علي (ع) پرداخته و با توهين به امام (ره) و نظام به جانبداري از شيخ ساده لوح و حمايت از بهاييت مي پردازد !
دبير سابق دفتر تحكيم وحدت گفته است :" برای من هیچکس مقدس نیست." كسي نيست به اين مردك و آن اعلمي بي شرف بگويد شمايي كه مدام از خودتان دم مي زنيد و براي اثبات خودتان امام علي (ع) و حسين (ع) را فدا مي كنيد ، مگر كه هستيد ؟! فكر كرده ايد كه هستيد و چكاره ايد كه مدام " من " مي گوييد ؟! شيطان اين همه "من" "من" نكرد كه شماي دنيا پرست مي كنيد ! خاك بر سرتان ، خاك بر سر شما و آن بي سر و پاهايي كه پاي حرفهاي شما مي نشينند و برايتان كف و سوت مي زنند ! همان دختر و پسرهاي بي سرپايي كه وقتي در دانشگاه به هم مي رسند ، در مقابل همه با افتخار از سكس شب گذشته خود تعريف مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه فقط با خواندن كتاب ارابه خدايان بي خدا مي شوند و با گذراندن اولين ترم ، پوست اندازي مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه وقتي مي فهمند استاد محترمشان خانم باز است ، پيشاپيش از گرفتن نمره قبولي خوشحال مي شوند ! بي سر و پاهاي محترم ، كف و سوت بزنيد ، هلهله كنيد ، فرياد بزنيد ، هر چه مي خواهيد كنيد ، هر چه مي خواهيد ... هر چه مي خواهيد كنيد كه گوشهاي كر ما خيلي وقت است كه كر شده و چشمانمان خيلي وقت است كه كور شده ! هر چه مي خواهيد كنيد ، اگر مي خواهيد همانند قضيه خلخال ، قرآن و مفاتيح آتش بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند حوادث دانشگاه تبريز قرآن بسوزانيد و هر كه را ريش داشت به رگبار ببنديد ، ببنديد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي ، دختران حزب اللهي را با زنجير و تيغ موكت بري بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي سريعتر كار دولتي پيدا كنيد ، سريعتر تصاوير رهبر را بسوازنيد و آتش بر جايگاه نماز بزنيد ! اگر دلتان هوس كرد دوباره هر كس را كه انگشتر عقيل و بلوز روي شلوار و ريش داشت را بكشيد ، بكشيد ! اگر مي خواهيد همانند نيمه شعبان شاهرود لخت شويد ، خب لخت شويد و بالاي شونه هاي دوست پسرتون برقصيد ! هر چه مي خواهيد كنيد ، ما مرده ايم ! اگر باز مي خواهيد امام زمان (عج) را سوژه طنز كنيد ، خب كنيد ، براي ما مردگان اهميت ندارد ! روزي سخنراني از سردار ذوالقدر مي خواندم ، سردار گفته بود كه روزي خواهد رسيد كه چادر از سر زنانتان بردارند ! باور نمي كردم ، تا آن روزي كه – سال 80 - در ميدان شهرري خودمان به مناسبت نيمه شعبان اراذل و اوباش اين نور چشمي هاي جناب خاتمي ، چادر كه نه حجاب را با زور قمه و قداره از سر زنان و دختران بر مي داشتند ، هيچگاه از ياد نمي برم صورت آن دختر محجبه اي را كه مشتي لجن و حيوان درنده دوره اش كرده بودند و به زور چادر و مقنعه اش را پاره كردند و بعد از او خواستند كه برايشان برقصد ! معناي مرگ را آن روز فهميدم ، معناي مرگي كه اي كاش آن لحظه و هزاران لحظه ديگر جسمم را هم در بر مي گرفت !
جناب عبدالله مومني خيالت راحت ، كسي در اين سرزمين زنده نيست كه بخواهد با تو و امثال توي بي شرف كاري داشته باشد ، راحت جيره ات را بگير و بخور !
1 : حضرات تحكيمي دم خروستون پيداتر شد ! باز هم پررويي كنيد و بگوييد آن مطالب موهن را شما چاپ نكرديد !

2 : كسي نگويد كه بحث بايد كرد و اينكه علي (ع) عصمت نداشته يا عادل نبوده بحث علمي است ! آري اين بحث بحث علمي است ولي از طرف چه كساني و چگونه و در كجا ؟! با كنايه و مقصود و تمسخر بيان كردن مطالب آن از هم سوي كساني كه هيچگونه سواد كه سهل است مطالعه ديني هم ندارند ، بحث علمي نيست ! آيا مي توان در يك سطر از يك ورق پاره يا در يك جمله در يك سخنراني سياسي بحث علمي اون هم مربوط به عدالت و عصمت ائمه اطهار (ع) را انجام داد ؟!
3 : اگر خوشحال هستيد كه اين مردك آزادانه نظر خود را بيان كرده است من هم آزادانه نظر خودم را بيان مي كنم : برويد به جهنم ! لطفا ناراحت نشويد ، هر چه باشد نظرم است !
4 : خودم دانشجو هستم ، آن هم از نوع هنر ! پس ...
5 : مانده ام كه در اين سرزمين به چه چيز ديگري قرار است توهين شود ، فكر نمي كنم چيز ديگري مانده باشد !
ترديدي وجود ندارد که در طول دو سال و اندی که دولت نهم روي کار آمده است ، برخوردهاي حقوقي و انضباطي متعددي از سوي مسئولان وزارت علوم و مسئولين دانشگاه با انجمن هاي اسلامي صورت پذيرفته است.
برخي معتقدند که اساساً تشکلي با عنوان انجمن اسلامي نبايد در دانشگاهها حضور داشته باشد. بنابراين، لازم است هرچه سريعتر انجمن هاي اسلامي از دانشگاهها برچيده شوند.نگارنده بر اين عقيده است که برخورد حذفي با انجمن هاي اسلامي، معقول و منطقي نيست؛ زيرا وجود يک تشکل دانشجويي پر سابقه در دانشگاه، نه تنها ضرري به حرکت فرهنگي دانشگاه نمي رساند ، بلکه موجب ارتقاي فرهنگي، اجتماعي و علمي دانشجويان نيز مي شود. از اينرو، حوزه ي بحث را بايد از موجوديت انجمن اسلامي به سوي هويت انجمن اسلامي سوق داد. به عبارت ديگر، قالب انجمن اسلامي به عنوان يک تشکل دانشجويي نقصي ندارد ، بلکه عناصر و ايده هايي که در اين قالب قرار گرفته اند و با اهداف اوليه و ساخت تاريخي آن مغاير هستند، بايد دگرگون شوند! غفلت از اين نکته، مسئولين دانشگاهها را در خطاي استراتژيک جبران ناپذيري غوطه ور مي سازد! چرا حذف انجمن اسلامي؟! مگر همين انجمن اسلامي در طول دهه ي شصت، خدمات متعدد و ويژه اي به انقلاب عرضه نکرد؟!
مسأله اين است که اکنون افرادي در انجمن هاي اسلامي حضور دارند که به هويت تاريخي و فکري انجمن اسلامي، اعتقاد راسخي ندارند و زير اين تابلو و با سود استفاده از گستردگي آن ، نغمه هاي خود را ساز مي کنند. طبيعي است که راهکار حل اين معضل، تصفيه انجمن هاي اسلامي از افراد منحرف و عناصر کج انديش و سودجو است، نه از حذف انجمن ها و ستيز با موجوديت انجمن ها!
منتخب بودن اعضا و فعالان انجمن ها مهم است ، اما صداقت و شفافيت آنها نيز حداقل به همين اندازه اهميت دارد! انجمن هاي اسلامي را بايد به دست کساني سپرد که به اصول بنيادين و چيستي قانوني آن پايبند باشند و نان به نرخ روز نخورند و در سايه ي آن، مقاصد گروهي و غرض ورزانه ي خود را تعقيب نکنند! بنابراين، وزارت علوم و مسئولان دانشگاهها، بايد در حرکتي عالمانه و سنجيده ، انجمن هاي اسلامي تمامي انشگاههاي کشور را از نظر نيروي انساني پالايش کنند و با حذف خائنان از انجمنها، خادمان را به جاي آنها بنشانند.
امضا: صلا
جبهه ضد انقلاب ر دفتر تحکيم وحدت براي مظلوم نمايي و فريب افکار عمومي و توجيه عملکرد ضد انقلابي و ضد ارزشي خود، دستگيري دانشجويان متهم به انتشار نشريات موهن را انتقام گيري دکتر احمدي نژاد از دانشجويان مي دانند. اما اين تا چه حد واقعيت دارد؟
در ديدار دکتر احمد نژاد با دانشجويان، شاهد بوديم که اين اقليت فريب خورده و بازيچه از هيچ توهين به رئيس جمهور، با 17 ميلميون رأي ملت ايران، دريغ نکردند. در بررسي اين حرکت وقيح مي بينيم که اوج توهين به را ياسر پير حياتي _دانشجوي اخراجي دانشگاه اميرکبير که اکنون در دانشگاه شاهد مشغول به تحصيل است- با آتش زدن عکس دکتر احمدي نژاد انجام داد.
يکي ديگر از وقيحانه ترين توهين ها را يوسف رشيدي (يکي از چند سوسياليست دانشگاه) انجام داد. اين گمراه کمونيست با حرکتي هماهنگ با رسانه ها با در دست گرفتن کاغذي که روي آن نوشته شده بود:"رئيس جمهور فاشيست برو گمشو" در متشنج کردن اوضاع نقش فعالي را ايفا کرد. وي همچنين چندين بار سعي کرده بود که به قسمت خواهران برود که با جلوگيري دانشجويان نتوانست به هدف پليد خود برسد.
ابراهيم رحماني يکي ديگر از افراد بود که با منفجر کردن بمب هاي صوتي قصد داشت مراسم سخنراني دکتر احمدي نژاد را مختل کند.
مي بينمي که اين افراد نقشي کليد و محوري در برهم زدن مراسم و توهين به رئيس جمهور ايفا مي کردند. اما اکنون اين افراد آزادانه و بدون هيچ مشکلي بخاطر توهين به آقاي احمدي نژاد به حرکت هاي ضد انقلابي خود مشغولند. آنچه که از اين احوالات مي توان نتيجه گرفت اين است که انتقام گيري دکتر احمدي نژاد از دانشجويان بازداشت شده به جرم توهين به مقدسات، به خاطر برهم زدن مراسم سخنراني ايشان، دروغي بزرگ حاصل از علايق ذهن معيوب اين رانده شدگان جنبش دانشجويي است که قصد موج سواري و تشويش افکار عمومي را دارند.
مي بينيم که متهمين انتشار نشريات موهن در بازداشت و توهين کنندگان به آقاي احمدي نژاد آزادند. و انتقام گيري دکتر احمدي نژاد از دانشجويان خوش رقصيي است که اين کذابان براي اهداف شوه اربابان خود انجام مي دهند وگرنه مجازات توهين به رئيس جمهور آنقدر بديهي است که آقاي احمدي نژاد براي اينکار نيازي به پروژه امنيتي ندارد.
بیا بریم تجمعات حال کنیم
کاری نداری بیا اخلال کنیم
ابی و کامبیز و فری هم میان
اهل محل اونوری هم میان
قول شرف داده بیاد سهیلا
شیش هفت ماهه ندیدمش تا حالا

ترقه با خودت بیار سه چار تا
بپرونیم جلوی پای بیتا
چند تا شعار دارم هنوز فتیره
بیا بریم بگیم بینیم میگیره
بلکه کشید کار به تحصن بیا
یه جوری امروز راتو کج کن بیا
قراره جمعیت رو ادغام کنیم
شاید بساط جور شه دیریمدام کنیم

جنبش دانشجويي!!! در سخنراني اخبر آقاي شكلاتي در دانشگاه تهران
بساط گرگم به هوا هم به راس
پلیسه از چپ میدوه ما از راست
وقتی که اسمی از گروه فشاره
قایم باشک هم دیگه برقراره
دیروز واسه نازی قپی اومدم
که یک چماق به دست رو شخصا زدم

هر جا میشه صحبت وضع دیشب
باد رو ولش میدم به زیر غبغب
از این کارا همین چیزاش میمونه
اینکه بفهمن ماها بارمونه
از اونجا که طالب این نکاتم
عاشق روزاي تجمعاتم
شاعر: حسام الدین مقامی کیا
چندیست که در ایام مختلف بیانیه هایی مجهول الهویه و با امضای "دانشجویان سوسیالیست دانشگاه امیرکبیر" در صحن دانشگاه پخش می شود!
این بیانیه ها اکثراً خارج از عرف سایر بیانیه ها و بدون صفحه آرایی خاص در دانشگاه به صورت مخفیانه پخش می شوند! از شکل و شمایل آنها پیداست که همگی از سایتی کپی شده اند که شخص کپی کننده حتی فرصت تنظیم و مناسب سازی آنها را نیز نداشته!!!
محتوای این بیانیه ها نیز اکثراً شامل مطالبی خلاف واقع و توهین به دانشجویان و مسئولین نظام است!
در بیانیه دیروز آنها نیز با اعلام نارضایتی از عدم حمایت دانشجویان از آنها، اسامی دانشجویان زندانی را آورده بودند که در دانشگاه امیرکبیر وجود خارجی نداشتند یا اصلاً دستگیر نشده بودند!
گفتنیست کوتاهی مسئولین حراست دانشگاه دربرخورد با یک یا دو نفر عاملان انتشار این بیانیه قابل تأمل است!
از اینرو برآنیم تا آنجا که از دستمان برآید، رهبران جریانات ضد انقلابی دانشجویی را معرفی کنیم و نقدی بر عملکرد آنان بزنیم!
تا نه تنها آنها که مخالف معاندین نظامند با این افراد فرصت طلب آشنا شوند، بلکه آنهایی که در زیر پرچم آنان، سنگ اربابان پوشالیشان را به سینه می زنند از خواب غفلت برخیزند!
در این مسیر فرصت را غنیمت شمرده و از کسانی که هنوز در عرصه های دانشجویی حاضرند شروع می کنیم!

مهدی جلالی مشایخی
-دانشجوی نوبت دوم(پولی) برق دانشگاه امیرکبیر
-عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر
در ادامه مطلب بخوانید!
باخبر شديم جمعي از اساتيد دانشگاه اقدام به امضاي طوماري نمودند كه در آن خواستار بخشش توهين كنندگان به ساحت مقدس ائمه اطهار شده اند!
به گزارش خبرنگار AUTPRESS ، طومار مذكور توسط دكتر صديقي(دانشكده مكانيك) و دكتر شمس(دانشكده صنايع) و برخي ديگر از اساتيد همفكر ايشان تهيه گرديده و قريب به سه هفته است كه توسط ايشان در بين اساتيد دست به دست مي شود و با توصيه هاي دكتر صديقي برخي اساتيد به امضاي اين طومار مضحك پرداخته اند!
گفتني است اين استاد دانشگاه (صديقي) كه سوابقي مانند اين، در راستاي حمايت از آشوبگران داشته است، اكنون با درخواست از اساتيد دانشگاه و مظلوم نمايي براي اين مجرمين، به جمع آوري امضا جهت آزادي محكوميني مشغول است كه ارتكاب جرم توسط آنها احراز گرديده است!
با توجه مشخص شدن جزئيات بيشتر مربوط به ارتكاب جرم 3 دانشجوي دستگير شده ي هتاك اميركبير و قطعيت محكوميت آنها، امضاي اين طومار، به معناي حمايت مستقيم و آشكار امضا كنندگان از جسارت كنندگان به ساحت ائمه معصومين مي باشد!
لذا مسئولان دانشگاه مكلفند با برخورد صحيح و قانوني با اساتيد متخلف راه بروز مجدد چنين قانون شكني هايي را مسدود نمايند!
بديهي است وظيفه ي اصلي و تكليف شرعي مسئولان ارشد دانشگاه و قوه قضائيه آن است تا با روشنگري در خصوص روند پرونده ي اين گستاخان، اساتيد ناآگاه دانشگاه را مطلع سازند تا از بروز چنين سوء استفاده هايي توسط اساتيد سودجوي معلوم الحال ممانعت گردد!
"در چند ماه گذشته وصف اندرزگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات را در جمع های مختلف دانشجویی زیاد شندیم!
اندرزگاهی که انواع شکنجه های غیر انسانی در آن بر زندانیان بی گناه سیاسیش وارد می شود!!!
اندرزگاهی که وصف آن مو بر تن انسان سیخ می کند!"
در چند وقت گذشته نیز تعدادی از همشاگردی های ما در این اندرزگاه نصیحت شده اند!(؟)
حال سوال مطروحه اینست که اگر واقعاْ این بچه ها در این اندرزگاه بوده اند و آن شکنجه ها که خود ادعای آن را کرده اند کشیده اند، چگونه است که دوباره پر شورتر از گذشته به صحنه ی مبارزه(به قول خودشان) برگشته و حتی در برخی از موارد به لیدر نیز بدل گشته اند!
مجید شیخ پور از جمله مثال های بارز این مطلب بوده است!
شخصیتی که به گفته ی دوستان نزدیکش در قبل از بازداشت بسیار بی بخار و کم تحرک در این زمینه ها بود! و حتی در ابتدای رخ دادن واقعه ی نشریات موهن، بسیار وحشت زده از انتساب این نشریات به خود،با چهره ای گریان، دست به دامن مسئولان دانشگاه شده بود!
وی پس از مدتی بازداشت در اندرزگاه ۲۰۹، به میان دوستانش بازگشت و با حضور در تجمعات دانشجویی دانشگاه و حتی خارج دانشگاه، به یکی از اصلی ترین لیدرهای آنان بدل گشت!
یکی از نزدیک ترین نظریه های موجود در خصوص تغییر اینچنینی شخصیت این افراد، اعلام حمایت مسئولان امنیت کشور (وزارت اطلاعات) از آنان، جهت هدایت جریان منحرف و ضد انقلاب به سمت و سوی دلخواه است! وگرنه از چنان شخصیت های بزدلی این شجاعت ها بر نمی آید مگر با داشتن این پشتوانه ی گرم و مطمئن!
حال بایستی به مسئولان امنیتی تذکر داد تا اگر این انسان های تهی مغز را تحت نظر نگیرند و نظارتی بر عملکرد آنان نداشته باشند، دچار اشتباهات جبران ناپذیری خواهند شد کا تا کنون طمع آن را بسیار چشیده اند!
"دوشنبه ی هفته ی جاری تعداد کثيري از دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك (قريب به 100 نفر) در اعتراض به بازداشت دانشجويان (بخوانيد دانشجو نماها) به اعتصاب غذا دست زدند!
در اين اعتصاب غذا كه با فداكاري گسترده ي دانشجويان همراه بود، دوستداران زندانيان دربند با گذشتن از جوجه كباب، اوج همبستگي خود با اين دانشجونماها را نشان دادند! والبته بماند كه عده اي از معتصبين كم معرفت نتوانستند از جوجه كباب خود بگذرند و تنها از برنج آن صرف نظر كردند!
*با اعتصاب غذاي گسترده اين اراذل! بارديگر نظام دچار بحران شديدي داخلي و خارجي گشت!"
خبرنگار وبلاگ AUTPRESS !
حواشي نگاري اعتصاب غذا!
*تعدادي نزديك به 5 نفر از دانشجويان انجمن منحله دانشگاه سعي در تحريك احساسات دانشجويان داشتند و با التماس در كنار هر كدام از درب هاي سلف غذاي دانشگاه به گدايي نفر مي پرداختند! و در نهايت تلاش خود تنها توانستند قريب به 100 نفر از دانشجويان را به اعتصاب غذا وادار كنند كه تعدادي از اين دانشجويان حاضر به گذاشتن همه ي غذاي خود در صحن دانشگاه نشدند!

*برخي از دانشجويان ديگر هم از فرصت پيش آمده ي اعتصاب غذاي اين عده نهايت استفاده را كرده و تعدادي از غذاها را از زمين برداشته و خوردند!
*برخی از دانشجویان اعتصاب غذا را با اعتصاب چیزهای دیگر پرشور کردند!
*برخي از اراذل اوباش انجمني(منحله) دانشگاه نيز با فداكاري در پول توجيبي خود با خريد غذاي آزاد به رونق اعتصاب غذا كمك كردند!
*معاونت دانشجويي دانشگاه براي تشويق و تقدير از دانشجويان معتصب، غذاي روز خود را تغيير داد و جوجه كباب سرو كرد!
روز دوشنبه ١٠/٢/٨٦ در دانشگاه اميركبير كه همواره از دانشگاههاي پرتلاطم و محل حمله به مباني و اصول اسلامي بوده است شاهد روي دادن اتفاقي بوديم كه بيش از گذشته دلهاي دانشجويان مسلمان را به درد آورد. رويدادي كه روز دوشنبه واقع شد درپي تلاش چند ساله طيف افراطي حاكم بر انجمن اسلامي در لوث كردن مقدسات اسلامي بود و البته بر اذهان هوشيار نخبگان پوشيده نيست كه اين عمل شوم در اين برهه حساس و توسط چه كساني زمينه سازي و اجرا شده است.

انتشار همزمان چهار نشريه آتيه، ريوار، سحر و سرخط منتسب به انجمن غيرقانوني دانشگاه اميركبير خلاف آنچه برخي مغرضان در جهت منحرف كردن افكار جامعه و در جهت مصالح خويش و با دامن زدن به شايعات نشان دادند، با رجوع به سوابق اعضاي آن كه نام انجمن اسلامي را به دروغ يدك كشي مي كنند، چندان دور از انتظار نبود و عقلاي جامعه از مواجهه با اين هتاكي ها متعجب نشدند. چه، در اين چند سال مكرر شاهد مطالبي از اين دست و منطبق با رويكرد ضدانقلاب و بيگانگان در نشريات وابسته به اين طيف بودهايم؛ اما آنچه در اين مقطع نكته سنجي بيش از پيش مسؤولين امر را ميطلبد توجه به رويه پيش گرفته شده از سوي انجمن منحل شده دانشگاه اميركبير و سایر انجمن های مشابه است که البته اکثراً از طریق همین انجمن تغذیه می شوند، كه با مظلوم نمايي سعي در فرافكني ماجرا و متهم كردن سايرين دارد. كارنامه سياه خويش را به كناري نهاده و با جسارت تمام فرياد دادخواهي سر ميدهد. تا ديروز مسلمات دين را زير سؤال ميبرده و امروز اهانت خويش به معصومين را تسليت مي گويد!! و امروز افتضاحات گذشته را به سویی افکنده و فریاد مظلوم نمایی سر می دهند!!
سخن کوتاه کرده و قصد از ورود به این بحث را باز میکنم! هدف از آغاز تاریخ نگاری مستند این ماجرا بازشدن آن به سطح کشور و درگیر شدن سایر دانشگاه ها با حواشی این پرونده است!
گرچه این ماجرا نقاط ابهام بسیاری از جمله عدم بیان دلیل قانع کننده برای کش دار کردن پرونده نشریات موهن در وزارت اطلاعات، دارد ولی در حد توان سعی در روشن کردن ابعاد مختلف آن داریم!
و بالتبع پاسخگوی ادعاهای بروز هواداران متهمان پرونده و ماترک آنها خواهیم بود! گرچه پرداختن به جواب آنها را دور از شأن دانشجویان می دانیم و سطح فهم و شعور یک دانشجو را بسیار بالاتر از آن می بینیم که بخواهد با دروغ پردازی عده ای در دام آنها بیافتد، ولی تکلیف اقتضا می کند!
از کلیه دوستان هم طلب یاری می کینم!
ادامه دارد...!
در برخي از سايتهاي خبري ضدانقلاب و حتي برخي از سايتهاي داخلي وابسته به احزاب ضد دولت و همچنين شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان خبري منتشر شد مبني بر دستگيري 3 دانشجو در روز سخنراني دکتر احمدي نژاد در دانشگاه علم و صنعت!!!
گفته شده بود که 3 دانشجوي مخالف دکتر احمدي نژاد در دانشگاه علم و صنعت توسط مأمورين در صبح زود دستگير شده و تا ظهر در بازداشتگاه نگهداري شده اند و سپس آزاد شدند!
از آنجايي که دستگير شدگان؟!! از دانشجويان هم دانشگاهي ما هستند (مجيد شيخپور، سينا صداقت نژاد،) و صحبت هاي آنها را به شخصه شنيده ايم، لذا نکاتي را بيان مي کنيم که احياناً جالب توجه خواهد بود!
اين دانشجويان (البته با عرض پوزش از کليه دانشجويان واقعي!) اين دانشجونما ها در دانشگاه پر کرده اند که در 7صبح روز دوشنبه توسط مأمورين امنيت ناجا دستگير شدند و تا ساعت 2 بازداشت بودند!
سؤالي که براي ما پيش اومد اين بود که چطور اونها 7صبح بازداشت شدند ولي ما خودمون آنها را حوالي ساعت 9:30 در کنار نرده هاي دانشگاه علم و صنعت، چفيه بر گردن، ديديم؟؟!
با طرح اين سؤال، معرکه گيري اين بچه ها بهم خورد! چون وقتي کد "چفيه" وسط اومد، تغيير رنگ چهره شديداً قابل درک شد! و هرچيزي رو تونستند انکار کنند جز عدم دستگيري!!!
البته ناگفته نماند که یکی از شیوه های معمول برای معروف شدن، ادعای دستگیر شدنِ! مثل سایتهایی که برای مطرح شدن ادعا می کنند که هک شدن، یا فیلترشون کردن! این بچه ها هم چون چیز قابل عرضی ندارن، چاره ای جز این راه براشون نمی ماند!
عکس آقاي شيخ پور در مطلب پايين براي همين ماجراست!!!
همانطور که در جريان هستيد، دوشنبه صبح 21ام جناب آقای دکتر احمدي نژاد مطابق برنامه ي از پيش اعلام شده در دانشگاه علم وصنعت حضور يافتند و در ميان جمع پرشور دانشجويان به سخنراني پرداختند!
نکته اي که در اين بين بيشتر جلب نظر کرده بود عدم بر هم زدن این برنامه مثل دانشگاه اميرکبير بود!
از آنجايي که در "ايران آزاد" ما هر اراذل و اوباشي امکان ورود به دانشگاه رو دارد (با عرض پوزش از کيله دانشجويان محترم!) و همچنين هر کاري که دلشان بخواهند نيز بدون هيچ ترس و واهمه اي انجام مي دهند، لذا چنين انتظاري دور از عقل نخواهد بود که برنامه سخنراني رئيس جمهور بدون لطف اين اراذل بماند!
تقريباً اکثر دوستان منتظر چنين اتفاقي بودند که نیافتاد!
حتماً می دانید که برای هرکاری، حتی خرابکاری و بر هم زدن یک برنامه، نیاز به یک رهبر و فرمانده است تا بتواند هم شور لازم در بین نیروهاش ایجاد کند و همه هدایت اونها رو به عهده بگیرد!
يکي از دلايل اصلي اتفاق نيافتادن اين ماجرا اين بود که برخي از دوستان ليدر ما نتوانستند بمانند دانشگاههاي ديگر وارد برنامه و يا حتي وارد دانشگاه علم و صنعت شوند! البته برای تحکیمی های امروزه ی خود بسیار ابراز تأسف می کنیم که لیدرهاشون به اشخاص توخالی و دونمایه ای چون این افراد تقلیل یافته! گرچه برزگتراشونم چیزی برای عرضه نداشتند! ولی در هرحال ارزش اسم بردن رو داشتند!

و خوب البته بايستي از دوستان خوبي که در شناسايي اين اراذل و جلوگيري از ورود اونها به برنامه کمک کردند قدرداني کرد!
باشد که کمي برادران وزارت اطلاعاتِ ما در آزاد کردن اين اراذل که چندي پيش از بند 209 آزاد شدند دقت بيشتري کنند!
چند روز پیش در سایت وابسته به خائنین مستقر در کاخ سفید(علی افشاری رو می گم که چند سالپیش فرار کرد رفت آمریکا) مطلبی خوندم در حمایت از علی عزیزی!
با این مضمون که : " اما علی عزیزی همچنین، تاوان فعالیت های نقادانه یک سال گذشته اش در انجمن اسلامی امیرکبیر و شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را می پردازد. او نیز قرار بود در جمع بازداشتی های ۱۸ تیر امسال، میهمان بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات باشد، اما دست نیروهای امنیتی به وی نرسید و حال با توجه به فعالیت دوباره وی و حضور پر رنگش در صحنه دفاع از سه دانشجوی پلی تکنیکی دربند، آماج تهاجم نیروهای امنیتی قرار گرفته تا به بهانه فراری بودن، وی را روانه زندان اوین و ” محفل قاضی حداد” کنند و هم چنگ و دندانی به دانشجویان پلی تکنیک نشان دهند...."
یادم افتاد که اون موقع ها که در گمراهی به سر میبردم چندتا عکس با هم گرفتیم!
اینم فعالیت نقادانه ی علی عزیزی با دوستاشون!


برو بچه هاي پلي تكنيكي خوب ماجراي غصب مسجد توسط اين اراذل و يادشونه!
اين عكس برا يه نصفه شب تو خرداد ۸۴!
حراست و انتظامات كجان خدا مي دونه!!!
چندیست که عده ای معلوم الحال سعی در انتشار اخبار دروغ در فضای دانشگاهی کشور را دارند!
و از آن جهت که سر منشأ این اخبار از سوی اعضای انجمن منحله دانشگاه امیرکبیر است، تلاش می کنیم تا در حد توان خود جلوی دروغ پردازی این عده را بگیریم!
از کلیه دوستانی هم که اطلاعاتی درباره این عده دارند دعوت می کنیم تا با ما همکاری کنند!
با تشکر!