چندیست که فضای نشریاتی دانشگاه امیرکبیر با بی توجهی مسئولان فرهنگی دانشگاه مواجه است و گروهی که سبقه فعالیت نشریاتی آنها به نشریات موهن نزدیک است با رسوخ مجدد در نشریات دانشجویی به دنبال ایجاد همان فضای مسموم نشریاتی هستند!
در آخرین شماره یکی از این نشریات مطلبی آورده شده با عنوان "مصدقان زمان" (فروهر و تختی)!!!
مطلب موهن این نشریه با مقایسه رهبر معظم انقلاب با شاه به بیان اراجیفی پرداخته است که آوردن آنرا برای خود جایز نمی دانیم!
نکته حائز اهمیت اینست که این نشریات از چه منبعی تغزیه مالی و محتوایی میشوند!؟


با نگاهی کوتاه به سایر مطالب مندرج در این نشریه در می یابیم که نزدیکی زیادی بین گردانندگان نشریه و حامیان خاتمی وجود دارد و خود این قرابت هم می تواند آنها را از لحاظ مالی و هم از لحاظ محتوایی تغزیه ی خوبی کند! چه برای این نشریه و چه برای نشریاتی از این دست.
عنوان متن فقط یک سوال از دستگاه قضا است . همین.
خبر خیلی نامفهوم و سوال برانگیز بود.سه دانشجوی امیرکبیر که قبلا" مسئول انتشار نشریات موهن شناخته شده بودند تبرئه شدند...آخر اگر اینها اهانت نکرده اند پس صحبتهای قبلی قاضی حداد و وزیر اطلاعات و...که در مورد اعترافات آنها گفته بودند چه می شود؟پس قضیه ی اعتراف بابک زمانیان هم دروغ بود؟پس دانشجویان بسیجی و رئیس دانشگاه امیرکبیر بیخود به این افراد تهمت می زدند؟چرا باید پس از حدود ۲۰۰ روز حکم تبرئه ی آنها اعلام شود؟و دهها اما و اگر دیگر...
یک روز که در حال پرسه زدن در دنیای مجازی بودم.وارد سایت موسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) شدم.این سایت که زیر نظر آیت الله خزعلی و با مسئولیت حجه الاسلام سید محمد حسینی قزوینی اداره می شود در قسمت"سخنرانی ها " لینکی با عنوان پاسخ به شبهات نشریات دانشگاه امیرکبیر قسمت اول و قسمت دوم قرار داده بود که در ان با مطرح کردن سوابق این نشریات و افراد گرداننده ی آنها نتیجه گرفته شده است که نمی توانیم انکار این افراد را بپذیریم.چرا که در شماره های گذشته ی خود توهین های این چنینی کرده بودند بدون اینکه آنها را انکار کنند.سپس به شبهات مطرح شده در این نشریات پاسخ داده شده است. من در اینجا فقط قسمت هایی از این سخنرانی را که به گذشته ی این نشریات می پردازد می آورم. خودتان می توانید متن کامل آن را گوش کنید.
۱- بی غیرتمان کرده اند!
بازخوانی یک فتنه
خبر کوتاه بود:
اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبر انتشار مطالب توهین آمیز و ضد مقدسات دینی در 4 نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر منجر به تعطیلی یک هفته ای کلیه کلاس های درس این دانشگاه گشت و به تبع آن عاملان انتشار این نشریات دستگیر شده و دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور نیز در اعتراض به این نقشه شوم به مدت یک هفته مقابل درب این دانشگاه تجمع نموده و خواستار اشد مجازات برای عاملان توهین به مقدسات مسملنان بودند...
۲- رويه جديد قضايي: قهرمان سازي از متهمان!.jpg)
اعلام پر سروصداي خبر بازداشت متهمان پرونده هاي امنيتي و سپس اعلام تبرئه آنان، رويه جديدي است كه تنها به تجري ساير مجرمان و قهرمان شدن تبرئه شدگان مي انجامد.
به گزارش رجانيوز، اين رويه درخصوص 2 پرونده امنيتي حسين موسويان و 3 دانشجوي دانشگاه اميركبير كه تقريباً همزمان در ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شده بودند، كليد خورده است...
چند ماه پيش بود ؟! دقيقا يادم نيست ! عصر يك روز يكي از بچه ها به هم زنگ زد و ماجراي توهين به مقدسات در دانشگاه امير كبير را بهم گفت . اون شب ، شب خيلي تلخ و بدي بود ! هنوز دو روزي نگذشته بود كه ماجراي آن مردك ، زرين كلك پيش اومد . سر اين مردك واقعا آتيش گرفته بودم ، بيشتر از كار اين مردك ، از واكنش و عكس العمل همكلاسيان آن دختر بينوا سوختم . فقط خنده و تمسخر عكس العمل دانشجويان محترم نسبت به كشف حجاب و توهين به آن دختر مظلوم بود .

و حالا امروز ، امروز باز هم طبق معمول ، هنوز چند روزي از افاضات دنياپرستي همانند اعلمي نگذشته است كه بايد توهين ها و حرف هاي چندش آور يك بي همه چيز ديگر را تحمل كني ! جناب عبدالله مومني دبير سابق دفتر تحكيم ، طي سخناني براي دانشجويان محترم !!! دانشگاه !!! علوم و فنون دريايي خرمشهر كه با كف و سوت !!! حضرات همراه بود ، به انكار عصمت و عدالت امام علي (ع) پرداخته و با توهين به امام (ره) و نظام به جانبداري از شيخ ساده لوح و حمايت از بهاييت مي پردازد !
دبير سابق دفتر تحكيم وحدت گفته است :" برای من هیچکس مقدس نیست." كسي نيست به اين مردك و آن اعلمي بي شرف بگويد شمايي كه مدام از خودتان دم مي زنيد و براي اثبات خودتان امام علي (ع) و حسين (ع) را فدا مي كنيد ، مگر كه هستيد ؟! فكر كرده ايد كه هستيد و چكاره ايد كه مدام " من " مي گوييد ؟! شيطان اين همه "من" "من" نكرد كه شماي دنيا پرست مي كنيد ! خاك بر سرتان ، خاك بر سر شما و آن بي سر و پاهايي كه پاي حرفهاي شما مي نشينند و برايتان كف و سوت مي زنند ! همان دختر و پسرهاي بي سرپايي كه وقتي در دانشگاه به هم مي رسند ، در مقابل همه با افتخار از سكس شب گذشته خود تعريف مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه فقط با خواندن كتاب ارابه خدايان بي خدا مي شوند و با گذراندن اولين ترم ، پوست اندازي مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه وقتي مي فهمند استاد محترمشان خانم باز است ، پيشاپيش از گرفتن نمره قبولي خوشحال مي شوند ! بي سر و پاهاي محترم ، كف و سوت بزنيد ، هلهله كنيد ، فرياد بزنيد ، هر چه مي خواهيد كنيد ، هر چه مي خواهيد ... هر چه مي خواهيد كنيد كه گوشهاي كر ما خيلي وقت است كه كر شده و چشمانمان خيلي وقت است كه كور شده ! هر چه مي خواهيد كنيد ، اگر مي خواهيد همانند قضيه خلخال ، قرآن و مفاتيح آتش بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند حوادث دانشگاه تبريز قرآن بسوزانيد و هر كه را ريش داشت به رگبار ببنديد ، ببنديد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي ، دختران حزب اللهي را با زنجير و تيغ موكت بري بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي سريعتر كار دولتي پيدا كنيد ، سريعتر تصاوير رهبر را بسوازنيد و آتش بر جايگاه نماز بزنيد ! اگر دلتان هوس كرد دوباره هر كس را كه انگشتر عقيل و بلوز روي شلوار و ريش داشت را بكشيد ، بكشيد ! اگر مي خواهيد همانند نيمه شعبان شاهرود لخت شويد ، خب لخت شويد و بالاي شونه هاي دوست پسرتون برقصيد ! هر چه مي خواهيد كنيد ، ما مرده ايم ! اگر باز مي خواهيد امام زمان (عج) را سوژه طنز كنيد ، خب كنيد ، براي ما مردگان اهميت ندارد ! روزي سخنراني از سردار ذوالقدر مي خواندم ، سردار گفته بود كه روزي خواهد رسيد كه چادر از سر زنانتان بردارند ! باور نمي كردم ، تا آن روزي كه – سال 80 - در ميدان شهرري خودمان به مناسبت نيمه شعبان اراذل و اوباش اين نور چشمي هاي جناب خاتمي ، چادر كه نه حجاب را با زور قمه و قداره از سر زنان و دختران بر مي داشتند ، هيچگاه از ياد نمي برم صورت آن دختر محجبه اي را كه مشتي لجن و حيوان درنده دوره اش كرده بودند و به زور چادر و مقنعه اش را پاره كردند و بعد از او خواستند كه برايشان برقصد ! معناي مرگ را آن روز فهميدم ، معناي مرگي كه اي كاش آن لحظه و هزاران لحظه ديگر جسمم را هم در بر مي گرفت !
جناب عبدالله مومني خيالت راحت ، كسي در اين سرزمين زنده نيست كه بخواهد با تو و امثال توي بي شرف كاري داشته باشد ، راحت جيره ات را بگير و بخور !
1 : حضرات تحكيمي دم خروستون پيداتر شد ! باز هم پررويي كنيد و بگوييد آن مطالب موهن را شما چاپ نكرديد !

2 : كسي نگويد كه بحث بايد كرد و اينكه علي (ع) عصمت نداشته يا عادل نبوده بحث علمي است ! آري اين بحث بحث علمي است ولي از طرف چه كساني و چگونه و در كجا ؟! با كنايه و مقصود و تمسخر بيان كردن مطالب آن از هم سوي كساني كه هيچگونه سواد كه سهل است مطالعه ديني هم ندارند ، بحث علمي نيست ! آيا مي توان در يك سطر از يك ورق پاره يا در يك جمله در يك سخنراني سياسي بحث علمي اون هم مربوط به عدالت و عصمت ائمه اطهار (ع) را انجام داد ؟!
3 : اگر خوشحال هستيد كه اين مردك آزادانه نظر خود را بيان كرده است من هم آزادانه نظر خودم را بيان مي كنم : برويد به جهنم ! لطفا ناراحت نشويد ، هر چه باشد نظرم است !
4 : خودم دانشجو هستم ، آن هم از نوع هنر ! پس ...
5 : مانده ام كه در اين سرزمين به چه چيز ديگري قرار است توهين شود ، فكر نمي كنم چيز ديگري مانده باشد !
۸۶/۲/۱۶
تعداد 300 الی 400 نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به همراه بسیج دانشجویی این دانشگاه بعد از اقامه نماز ظهر و استماع سخنان حجت الاسلام میر احمدی نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه به قصد حمایت از متحصنین خارج از دانشگاه که حدود 700 نفر از اعضای انجمنهای اسلامی مستقل به سمت درب حافظ دانشگاه حرکت کردند. این گروه در طول مسیر اجباراً باید از میان دانشجویان متحصن دانشکده معدن که در اعتراض به بازداشت بابک زمانیان تجمع کرده و صفي را در دو سمت دانشكده تشکیل داده بودند و ”یار دبستانی من“ ميخواندند عبور میکردند. دانشجویان در حالی که سینه میزدند و شعار ”عزا عزا است امروز، روز عزاست امروز، مهدی صاحب الزمان صاحب عزاست امروز“ سر میدادند از بین این گروه گذشتند که با سوت و کف متحصنین که قصد بر هم زدن تحصن آرام آنها را داشتند مواجه شدند.
11/2/86
امروز پس از پرونده سازي عوامل حاكميت و بسيجيان بر عليه فعالين منتقد دانشجويي و اعتراض دانشجويان به مديريت فرهنگي با صدور اطلاعيهاي از انتشار هرگونه نشريه در دانشگاه جلوگيري كرد و معاون نشرياتي او در پاسخ دانشجويان به آنها حمله كرده و آنها را از دفتر مديريت بيرون انداخت.
واكنش موافقان
* اطلاعيه انجمن اسلامي دانشجويان و بسيج دانشجويي اميركبير:
ما همنوا با تمامي آزادگان و مسلمانان جهان امروز سه شنبه را عزاي عمومي اعلام كرده و كلاسهايمان را تعطيل مينماييم و خطاب به مسئولان قضايي و مديران وزارت علوم هشدار ميدهيم كه در صورت عدم توجه كامل به اين خواستههاي ما (محاكمه دست اندركاران اين توطئه، منع ادامه تحصيل افراد خاطي، مجازات و عزل مسئولان اجرايي و فرهنگي كه با بي توجهي زمينه چنين اتفاقي را فراهم كردند)، دانشجويان مسلمان دانشگاه صنعتي اميركبير شما را در ارتكاب دوباره اين توهينها در آينده شريك دانسته و با اذن مقام عظماي ولايت اقدام به اجراي عدالت و تنبيه مسببان اين هتك حرمت خواهند كرد.
* بيانيه شماره 1 بسيج دانشجويي اميركبير:
چنانچه مسئولين مربوطه قصد دارند به تماشاي اين فيلم مستهجن و چندش آور بپردازند، بدانند كه با اين بيانيه، ما ”بند ميم وصيت نامه امام عزيزمان“ را عملي ساختيم. اما اگر باز هم انفعال و سكوت و تماشاگري مسئولين ادامه يابد، با اينان آن ميكنيم كه تاريخ حيات دانشگاه اميركبير و بلكه جنبش دانشجويي ايران به خود نديده باشد.
* بيانيه شماره 2 بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير:
اكنون ما دانشجويان دانشگاه اميركبير همراه با دانشجويان دانشگاههاي ديگر، قاطعانه و با جديت تمام ميايستيم تا ريشه اين جريان شيطاني را براي هميشه بخشكانيم. تساهل ورزي در اين باره تساهل ورزي و مداهنه در دين خداست اگر آنگاه كه اولين نشانههاي چنين حركتي در نشريات وابسته به انجمن اسلامي غيرقانوني شكل گرفت، اين درد علاج ميشد، امروز شاهد چنين مصيبت بزرگي نبوديم.
در ادامه اين بيانيه 11 صفحه از برخي تخلفات نشريات وابسته به انجمن منحل شده به عنوان شاهدي براي سير مخرب اين نشريات ذكر شده است.
* بيانيه شواري كاركنان دانشگاه اميركبير:
اعتقاد قاطبه كاركنان بر آن است كه حركت فوق در راستاي اجراي يك توطئه خزنده براي بد نام نمودن جامعه دانشگاهي كشور بوده، لذا ضمن محكوم نمودن و برخورد قاطع با چنين حركاتي همگان را به هوشياري و سعه صدر در اين برهه حساس از جامعه اسلاميان دعوت مينمائيم.
باخبر شديم جمعي از اساتيد دانشگاه اقدام به امضاي طوماري نمودند كه در آن خواستار بخشش توهين كنندگان به ساحت مقدس ائمه اطهار شده اند!
به گزارش خبرنگار AUTPRESS ، طومار مذكور توسط دكتر صديقي(دانشكده مكانيك) و دكتر شمس(دانشكده صنايع) و برخي ديگر از اساتيد همفكر ايشان تهيه گرديده و قريب به سه هفته است كه توسط ايشان در بين اساتيد دست به دست مي شود و با توصيه هاي دكتر صديقي برخي اساتيد به امضاي اين طومار مضحك پرداخته اند!
گفتني است اين استاد دانشگاه (صديقي) كه سوابقي مانند اين، در راستاي حمايت از آشوبگران داشته است، اكنون با درخواست از اساتيد دانشگاه و مظلوم نمايي براي اين مجرمين، به جمع آوري امضا جهت آزادي محكوميني مشغول است كه ارتكاب جرم توسط آنها احراز گرديده است!
با توجه مشخص شدن جزئيات بيشتر مربوط به ارتكاب جرم 3 دانشجوي دستگير شده ي هتاك اميركبير و قطعيت محكوميت آنها، امضاي اين طومار، به معناي حمايت مستقيم و آشكار امضا كنندگان از جسارت كنندگان به ساحت ائمه معصومين مي باشد!
لذا مسئولان دانشگاه مكلفند با برخورد صحيح و قانوني با اساتيد متخلف راه بروز مجدد چنين قانون شكني هايي را مسدود نمايند!
بديهي است وظيفه ي اصلي و تكليف شرعي مسئولان ارشد دانشگاه و قوه قضائيه آن است تا با روشنگري در خصوص روند پرونده ي اين گستاخان، اساتيد ناآگاه دانشگاه را مطلع سازند تا از بروز چنين سوء استفاده هايي توسط اساتيد سودجوي معلوم الحال ممانعت گردد!
باسمه تعالي
۸۶/۲/۸
در اين روز جمعي حدود 200 نفر كه با شروع بارش باران از تعدادشان كاسته شد در صحن دانشگاه تجمع كرده و دلايل تجمع خود را اعتراض به بازداشت بابك زمانيان (از عناصر بسيار راديكال انجمن منحل شده)، كارشكني دانشگاه در برگزاري انتخابات انجمن، ممنوع الورود و تعليق چهار تن از دانشجويان (علي عزيزي، علي صابري، هادي باقري و احسان منصوري) كه همگي از عناصر هتاك و با ترمهاي مشروطي بالا هستند، اعلام كردند.
در اين تريبون از سوي علي عزيزي و علي صابري سخنان تندي مطرح شد كه حاكميت و مديريت دانشگاه را متهم به تحديد آزادي و امنيتي كردن دانشگاه نموده و اعلام كردند كه تحت هر شرايطي انتخابات خود را برگزار خواهند نمود. قابل ذكر است كه علي عزيزي پس از درگيري با انتظامات و حمايت جمعي از اوباش انجمن منحل شده به زور وارد دانشگاه شد.
در اين روز همچنين حجم گستردهاي از نشريات با محتواي تحريك دانشجويان و تهديد بر آشوب در دانشگاه منتشر شد.
به عنوان مثال چهار نشريه آينده به مدير مسئولي محمدرضايي، گلگوگاه با مديريت زهره ايرانمنش، آتيه به مدير مسئولي مقداد خليل پور و سر خط به مدير مسئولي مجيد شيخ پور در اين روز با مطالب شبيه هم در دو تيتر ”اين است بهاي روشنگري“ و ”آيا در بي كفايتي دكتر رهايي ترديد هست؟“
.jpg)
در آینده ی نه چندان دور مجموعه ی تاریخ نگاریی که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر منتشر شد را در وبلاگ خواهیم گذاشت!
منتها از کلیه دوستان می خواهیم تا هر مطلب یا سایت یا وبلاگی را که در این زمینه حتی کوچکترین فعالیتی کرده اند را در اختیار ما قرار دهند! (یامعرفی کنند)
در نهایت، تلاش خود را خواهیم کرد تا آنچه که تاکنون کمبود آن احساس می شد را جبران کنیم!
روز دوشنبه ١٠/٢/٨٦ در دانشگاه اميركبير كه همواره از دانشگاههاي پرتلاطم و محل حمله به مباني و اصول اسلامي بوده است شاهد روي دادن اتفاقي بوديم كه بيش از گذشته دلهاي دانشجويان مسلمان را به درد آورد. رويدادي كه روز دوشنبه واقع شد درپي تلاش چند ساله طيف افراطي حاكم بر انجمن اسلامي در لوث كردن مقدسات اسلامي بود و البته بر اذهان هوشيار نخبگان پوشيده نيست كه اين عمل شوم در اين برهه حساس و توسط چه كساني زمينه سازي و اجرا شده است.

انتشار همزمان چهار نشريه آتيه، ريوار، سحر و سرخط منتسب به انجمن غيرقانوني دانشگاه اميركبير خلاف آنچه برخي مغرضان در جهت منحرف كردن افكار جامعه و در جهت مصالح خويش و با دامن زدن به شايعات نشان دادند، با رجوع به سوابق اعضاي آن كه نام انجمن اسلامي را به دروغ يدك كشي مي كنند، چندان دور از انتظار نبود و عقلاي جامعه از مواجهه با اين هتاكي ها متعجب نشدند. چه، در اين چند سال مكرر شاهد مطالبي از اين دست و منطبق با رويكرد ضدانقلاب و بيگانگان در نشريات وابسته به اين طيف بودهايم؛ اما آنچه در اين مقطع نكته سنجي بيش از پيش مسؤولين امر را ميطلبد توجه به رويه پيش گرفته شده از سوي انجمن منحل شده دانشگاه اميركبير و سایر انجمن های مشابه است که البته اکثراً از طریق همین انجمن تغذیه می شوند، كه با مظلوم نمايي سعي در فرافكني ماجرا و متهم كردن سايرين دارد. كارنامه سياه خويش را به كناري نهاده و با جسارت تمام فرياد دادخواهي سر ميدهد. تا ديروز مسلمات دين را زير سؤال ميبرده و امروز اهانت خويش به معصومين را تسليت مي گويد!! و امروز افتضاحات گذشته را به سویی افکنده و فریاد مظلوم نمایی سر می دهند!!
سخن کوتاه کرده و قصد از ورود به این بحث را باز میکنم! هدف از آغاز تاریخ نگاری مستند این ماجرا بازشدن آن به سطح کشور و درگیر شدن سایر دانشگاه ها با حواشی این پرونده است!
گرچه این ماجرا نقاط ابهام بسیاری از جمله عدم بیان دلیل قانع کننده برای کش دار کردن پرونده نشریات موهن در وزارت اطلاعات، دارد ولی در حد توان سعی در روشن کردن ابعاد مختلف آن داریم!
و بالتبع پاسخگوی ادعاهای بروز هواداران متهمان پرونده و ماترک آنها خواهیم بود! گرچه پرداختن به جواب آنها را دور از شأن دانشجویان می دانیم و سطح فهم و شعور یک دانشجو را بسیار بالاتر از آن می بینیم که بخواهد با دروغ پردازی عده ای در دام آنها بیافتد، ولی تکلیف اقتضا می کند!
از کلیه دوستان هم طلب یاری می کینم!
ادامه دارد...!